أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

292

قانون ( فارسى )

شود ، منظور از ترك حب و داروى مسهل جوشيده آن است كه اولا مىتوان از آنها بىنياز بود و ثانيا ممكن است انسان به حب مسهل خوردن عادت گيرد و اعتياد به هيچ دارويى خوب نيست . سوم اينكه حب ساخته از معجونها به اندازهء خود معجون مادهء سزاوار اسهال شدن را از راه دور جذب نمىكند . مقدار تناولى مناسب از معجون مسهل ، وزن تا چهار مثقال است نه بيشتر . اگر با معجون مسهل كمى نمك نانوايان باشد خالى از بهره نيست . بهترين چيزى كه مىتواند با معجون تناولى همراه باشد ، آب سس صغير با مويز است و بويژه در بعضى معجونها كه يكى از آنها تركيبش به قرار زير است : 1 - نسخهء نخست افتيمون ( سس صغير ) چهار درهم ، مويز پاكيزه و برگزيده ده درهم ، هليلهء سياه پاك و برگزيده هفت درهم ، اسطوقدوس سه درهم . اينها همه در سه رطل آب بپزند تا نيم رطل از آب مىماند . اين نيم رطل را ناشتا بخورند . بعد از آن بزر خطمى يك درهم و بزر خيار نيم درهم را با كمى روغن بادام شيرين و آب ولرم بخورند و تا سه روز غذاى بيمار زير به او آب مخلوط با شراب يا سركه باشد . 2 - ايارج فيقرا فيقرا يعنى تلخ‌مزه . اگر راستش را بخواهى داروى اصلى در اين معجون صبر ( الوا ) است كه بسيار تلخ‌مزه است . معجون فيقرا تركيب شده‌اى از الوا ، دارچين ، برباله ، سنبل ، دانه‌هاى بلسان ، زعفران ، چوبكهاى شاخهء گياه بلسان و دارچين ختايى است . الوا خود بسيار اسهال‌آور است ؛ دارچين را كه همراه مىكنند براى اين است كه نرمىبخش باشد و براى اندامان درونى و بويژه معده مفيد و بهره‌رسان است . برباله ( اسارون ) در اسهال دادن مددكار است و رطوبتها را سرازير مىكند ؛ كه اگر كبّابه به جاى اسارون باشد باز خوب و لطيف است . دانه‌هاى ثمر بلسان و چوبكهاى شاخهء بلسان براى نيروبخشيدن به معده و تحليل بردن مواد ناباب و ريختنى و پادزهر بودن آن با الوا مخلوط مىشوند . زعفران را براى پخته گردانيدن و نيروبخشيدن به قلب و معده در آن وارد مىكنند ؛ ليكن ممكن است سردرد به دنبال آورد . پس بايد زعفران كم باشد يا اصلا نباشد . برخى از طبيبان شكوفهء گورگياه را در ايارج فيقرا وارد مىكنند كه از پوسته‌اندازى روده‌ها - كه مبادا از اثر الوا رخ دهد - جلوگيرى كند . برخى از طبيبان گل محمدى را در ايارج فيقرا داخل مىكنند كه از حرارت بخشيدن الوا به معده و سر پيشگيرى كند .